تبليغاتX
یادداشت‌هایی از جاغوری

یادداشت‌هایی از جاغوری

روز نبشته هایی از افغانستان - جاغوری

پاسخ به پیامهای دوستان

دوستی به نام نوید در پیام جالبی نگاشته اند که:"تو بهتر است به کار خوشنویسی ات مشغول باشی. همه کاره هیچ کاره است. هر کس در حیطه دانشش باید اظهار نطر نماید".
از دوست ارجمندم به خاطر این نظر خوبش تشکر می کنم. فقط باید بگویم که اولا این وبلاگ فقط وبلاگ خبری است و در آن سعی کرده ام نظری در مورد چیزی ننویسم و اگر نوشته ام در یک الی دو نوشته برداشتهایم از یک حادثه خاص بوده است. و سوالی که دارم این است که آیا من نمی توانم نظرم را در وبلاگ بنویسم؟ به هر حال! اگر چند جمله ی آخری این دوست عزیزم جمله ی تازه ای نیست ولی در کل ایشان درست فرموده اند. کلام دوم  اینکه من شاید در این وبلاگ هرچه به دلم آمد می نویسم و خوبی وبلاگ را در این می بینم که در آن خودم را سانسور نمی کنم و اگر دست به خود سانسوری می زدم اصلا پایم به این خرابه باز نمی شد.  کلام آخر اینکه من به همه ی نظرات احترام دارم و هرگز به خودم اجازه نمی دهم که به دیگران در مورد چگونه نظر دادنشان دستور بدهم.
نويسنده: s/a/r/ يکشنبه 18 دي1384 ساعت: 17:26
دوست عزیز اقای میرزائی سلام ارزومندم که همیشه در امورات زندگی ات موفق و سر افراز باشی .
دوست عزیز تشکر از لطف تان که عکس های جالب را در اختیار علاقه مندان قرار می دهی . ارزومندم که در ا ینده نیز عکس های خوبی برای علاقه مندان بفرستی . و هم چنین در مورد اینکه مسابقات والیبال که در پاطو بر گزار شده بود . جای ما خالی . حتمان خیل برنامه قشنگ بود .
فقط جای تاسف اینجاست که از این مسابقه چرا عکس و تصویر تهیه نکرداید و همچنی از بقیه جاهای جاغوری . مثلا‘ پاطو ووووو
تشکر موفق باشی

 


دوست ارجمندم! نخست باید بگویم که واقعا جای همه ی دوستان خالی! و خیلی از این بازی و میهمان نوازی مردم شریف پاتو لذت بردیم.  دوم خدمتتان عرض شود که سوگمندانه عکسهایی که من از جاغوری تهیه کرده ام همه اش توسط دوربینی که ازدیگران به عاریت(امانت) گرفته بودم.. تهیه شده اند. و دعا کنید که به زودی دوربین دیجیتالی نصیبم شود که دوستان از زیبایی های طبیعت منطقه و عکسهای مناطق خودشان بی نصیب نباشند. از اینرو روزی که من به پاتو رفته بودم دوستم نبود و البته وقتی دوستم نبود دوربینش هم نبود! به هر حال انشاالله ایندفعه حتما از پاتو- که به حق جای دیدنیی است- عکس تهیه خواهم کرد. فقط کافی است که از سرک جدیدی که مستقیما به قوناغ از طریق غریبراه یا غارباره؟ وصل می شود عکس گرفته شود تا به نظر اینجانب " بینندگان شگفت زده شوند." منهم برای این دوستم آرزوی موفقیت و کامیابی دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 6:41 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

اینجا کویته

چند روزی است که در کویته آمده ام. برنامه ی سفرم برای کویته برای یکماه است. از اینرو اگر در این روزها نوشته ای ازجاغوری نمی نویسم به علت دوری از منطقه است.
اینروزها کویته خود را برای عید بزرگ یا عید قربان آماده می کند. بازار -با وجود سردی فوق العاده هوا- بازهم همچنان فعال است. فروش لباس و تنقلات اینروزها گرمتر است. کویته شهر شگفت انگیزی است. در شهر زبانهای پشتو/فارسی/اردو و انگلیسی کاربرد دارد. شهر عملا به چند بخش تقسیم شده است.
۱- بخش پشتون نشین
۲- بخش هزاره نشین
۳- بخش پنجاپی نشین
۴- بخش بلوچ نشین
هزاره ها بیشتر در مناطقی همچون  بروری/ و مری اباد سکونت دارند و نظر به دیگر اقوام جمعیت کمتری دارند. فکر می کنم که بیشتر جمعیت شهر را پشتون ها تشکیل می دهند. پنجاپی ها همچنان ماننده دیگر مناطق پاکستان گروه قدرتمند کویته اند. کوچه و خیابانهای شهر کویته - مناطقی را که من تا به حال دیده ام- تنگ و باریک اند. در شهر خیابان فراخ کمتر دیده می شود. حضور پلیس در شهر پر رنگ و چشمگیر است. در جلوی هر مسجد شیعیان چندین مرد مسلح پلیس همیشه پاسبانی می کنند.
علمدار رود(خیابان علمدار) یکی از خیابانهای معروف هزاره نشین کویته است که همزمان دو خودرو به سختی از کنار هم عبور می کنند. این خیابان معروف پیاده رو ندارد و از آنجایی که من با سیستم رانندگی و راست فرمان بودن اینها آشنایی نداشتم .. نزدیک بود که با موتری تصادف کنم. مراکز معروف مذهبی و از جمله مدرسه ی دینی مذهبیی بزرگ امام صادق(ع) در همین خیابان واقع شده است.
در نزدیکی همین خیابان و جایی به نام (سرمیدانی) قبرستان هزاره ها می باشد. قبور شهدای عاشورای چند سال پیش هم در همین قبرستان قرار دارد. شهدای شش جولای( قتل عام هزاره ها توسط دولت) هم در همین قبرستان قرار دارد.
بیشتر از این با کویته آشنایی ندارم.. در روزهای بعد از کویته بیشتر خواهم نوشت

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  |