تبليغاتX
یادداشت‌هایی از جاغوری

یادداشت‌هایی از جاغوری

روز نبشته هایی از افغانستان - جاغوری

انتقال؟

دوستان عزیز سلام. از اینکه خیلی دیر دیر می نویسم از شما پوزش می طلبم. این وبلاگ ممکن که به جای دیگری منتقل شود.
البته نوشته ها کماکان در این جا هم درج خواهند شد.
                                       اینجا خانه ی جدید ماست
تشکر
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 8:43 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

عاشورا بر شما تسلیت باد.

امروز عاشوراست. روزی که یکی از حزن انگیزترین حوادث دنیا در آن اتفاق افتاد. امروز روز وفاداری و روز شهادت است. هیچ کس نمی تواند شکوه ایثار ها و فداکاری های امروز را نبیند و نادیده بگیرد. این روز بزرگ را به همه ی شما تسلیت می گویم.
درکویته مراسم عزاداری با شکوه زیاد برگزار می شود. هم اکنون دسته های سینه زنی در حال حرکت به سوی مرکز شهر اند. امنیت کویته این روزها خیلی شکننده است. اگر چند حضور پولیس در شهر بسیار گسترده شده ولی بازهم اصلا به پولیس کویته نمی شود اعتماد کرد. معروف شده که در زمان حوادث اولین کسانی که فرار می کنند همین پولیس ها هستند. و براستی که آنها حاضر نیستند به خاطر چهار هزار روپیه حقوق جانشان را به خطر اندازند. به هر حال امروز همه ی کسانی که به مرکز شهر برای عزاداری می روند... واهمه حوادث ناخواسته را دارند. این نگرانی را می توان در هرکسی دید... از خدا می خواهیم که امروز را به خیر بگذراند.
                                               ............................................

مراسم عاشورا امروز در کویته به خوبی و با شکوه برگزار شد. حضور انبوه جمعیت عزادار در شهر حال و هوای عجیبی به این مراسم داده بود. بیشتر نمی گویم و شما را به دیدن عکسهای این مراسم دعوت می کنم
استراحت بعد از زدن زنجیر کاردی تیغه دار
انبوه جمیعت
ذوالجناح در میدان میزان--- میزان چوگ
پلیس ها به خوبی از عهده گرفتن امنیت بر آمدند.
جمیعت در حال وارد شدن در میدان میزان(میزان چوگ)
زنجیر تیغه دار  یا کاردی زدن در کویته هم طرفدارانی داد و هم مخالفانی. آنهایی که زنجیر تیغه دار می زنند اغلب از کویتگی های اصیل اند. در میزان چوگ بعد از زدن کاردی بوی خون مشام هر بیننده ای را آزار میدهد. شگفت اینکه در هر گوشه کنار این میدان پزشکان داوطلبی وجود دارند که برای کمک به این دسته از عزادارن آماده می باشند. هر از چندگاهی کسانی را میدیدی که عزادار بیهوشی را به طرف محل های استقرار این پزشکان می بردند. شخص خودم از کاردی زدن خوشم نمی اید و با آن مخالفم. حتی با لخت کردن بدن در موقع سینه زنی هم به شدت مخالف می باشم. خدا را شکر که تاهنوز این عادت بد در منطقه ی ما "جاغوری"  نیامده و یا تا به حال من ندیده ام. راستش نکته ای که در زنجیر زدن کاردی به ذهنم خطور کرد یک نوع از جان گذشتگی بود. یادم می آید که در رمان بینوایان دکتر هوگو در قسمتی از آن که ژان در اسارت دزدان در خرابه گوردون؟ آمده بود انبر داغ داخل اجاق را برداشته و به دستش فرو برده بود. ظاهرا این صحنه در آن داستان روی دشمنانش تاثیر روانی شدید گذاشته بود... شاید این کاردی زدنها هم پیام روشنی به وهابی های کوردل بدهد که عزاداران حسینی به هیچ وجهی از کشته شدن ابایی ندارند.(درست حدس زده ام؟) به هر حال! بنده خودم از این عمل خوشم نمی اید.


تعداد شاگردانی که از جاغوری در امتحانات کنکور پارسال شرکت کرده بودند ۳۵۰ نفر بوده که امسال
(۱۳۸۴) ۴۰۲ نفر از جاغوری در امتحانات کنکور شرکت کرده اند. جزئیات بیشتر در آینده انشاالله ارایه خواهد شد.
چند روز پیش مراسم فاتحه ای برای کشته شدگان حادثه رانندگی راه قندهار کابل در مکتب شمامه ی کویته برگزار شد. در حادثه ی رانندگی مذکور دو دختر از جاغوری- که برای امتحانات کنکور عازم کابل بودند- همراه مهندس دیگری از جاغوری در نزدیکی کابل در اثر حادثه ی رانندگی کشته شدند. اسامی و محل تولد آنها به این شرح است
- شکیبا سلطانی از زیرک
- نیلوفر محمدی از سبزچوب سنگماشه
و  مهندس محمدعلی حیدری از سنگماشه

گفته می شود که در حادثه انفجار چند روز پیش قندهار یک نفر از دمجوی جاغوری نیز کشته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 7:1 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر

فرارسیدن ماه محرم الحرام؛ ماه پیروزی خون بر شمشیر بر همه ی شما دوستان تسلیت باد.


مکتب حیدر
ساختمان بالایی مکتب پسرانه و ساختمان جدید مکتب دخترانه می باشد.

Haydar Girl,s School
برای دیدن تصویر در اندازه ی بزرگتر روی عکس یا  اینجا کلیک کنید
عکس از بشیر صمیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

به بهانه ی بستن سایت بی بی سی در ایران

چندیست که در خبر ها می شنویم که پایگاه خبری بی بی سی در ایران بسته شده و دیگر این پایگاه خبری در ایران قابل دسترس نیست. واقعیت این است که- به نظر من- با توجه به خبررسانی هدفدار این بنگاه بزرگ خبر پراکنی  واکنش دولت ایران در بستن این پایگاه کار شگفت انگیزی نبوده است و با توجه به محتوای این سایت دولت ایران بایستی زود تر این کار را انجام میداد.....
به این بهانه مقاله ای در مورد عملکرد بی بی سی در افغانستان را از هفته نامه ی انتخاب - که چندی قبل نوشته شده بود- برایتان انتخاب کرده ام. این مقاله نگاهی خبر رسانی بی بی سی در مورد رویداد های افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری و قبل از آن دارد. 

BBC و سیاست های شترمرغی در افغانستان
مقدمه
اشاره: سخن گفتن در نقد رسانه ای مثل بی بی سی آسان نیست. بی بی سی یکی از غول های رسانه ای در جهان است که با داشتن شبکه هایی متشکل ازچندین کانال تلویزیونی و رادیویی از بالاترین نفوذ و اعتبار درمیان شنوندگان خود برخوردار است. بی بی سی یک رسانه ای بسیار اشرافی است که ازحمایت مال گسترده ی خاندان انگلیسی بیشترین بهره ها را برده است. درگزارش دهی بیطرفانه و عملکرد حرفه ای بی بی سی یک معیار است. درجنگ اول خلیج فارس و نیزدرجنگ اخیر عراق که منجربه سقوط صدام شد، بی بی سی اعلام کرد که مجبور به سانسور اخبار جنگ است. درجنجالی که سال گذشته میان دولت بریتانیا و بی بی سی بر سر یک گزارش مربوط به سلاح های کشتار جمعی در عراق پیش آمد، نیزقاضی تحقیق بی بی سی را مقصر شناخت که این امر موجب کناره گیری مدیر بی بی سی(گریک دایک)ویک مسئول ارشد دیگر شد. اما هیچ یک از اینها اعتبار بی بی سی را در میان شنوندگان مخدوش نکرد و حتی ماجراهای اخیر، افکار عمومی بی بی سی را حق به جانب دانست. حجم برنامه های فرهنگی بی بی سی نیز قابل توجه است. شبکه ی تلویزیونی میزبان شاعران،هنرمندان و فیلسوفان بزرگ دنیا از «برتراند راسل»تا «براین مگی» بوده و برنامه های به یاد ماندنی چون«مردان اندیشه» و «فلاسفه ی بزرگ» راساخته و پخش کرده است.
با این وصف، انحراف بی بی سی به سمت حمایت از یک جریان خاص در افغانستان و در نتیجه انحطاط و ابتذال تدریجی آن نیز پدیده ای است جالب و قابل توجه. چه شده است که بی بی سی از مقام منیع اشرافی خود به ورطه ی نزاع های ایدئولوژیک، قومی و گروهی در افغانستان سقوط کرده است؟ آیا حمایت بی بی سی از کرزی و حلقه ی محدود اطراف او بخشی از حمایت غرب از این حلقه است؟یا اینکه یک گروه قومی- ایدئولوژیک در سیاست نشراتی بی بی سی در افغانستان انحراف ایجاد کرده است؟
احتمالا وقت آن رسیده است که شنوندگان افغانی نیزقضاوت حرفه ای خود را در باره ی رسانه هایی که برای افغانستان برنامه پخش می کنند، ابراز کنند.
فعلاً نوشته ی خواننده ی خوب «انتخاب» و شنونده ی خوب بی بی سی، آقای سعید فرهمند را در باره ی بی بی سی تقدیم خوانندگان می کنیم، بی آنکه آن را نوشته ای از هر حیث جامع و کامل در باره ی بی بی سی بدانیم. «انتخاب» خواهد کوشید که استراتژی نشراتی بی بی سی را در آینده مورد تحلیل و نقدی بنیادی تر قرار دهد.
=============
آشنایی من با رادیوی بی بی سی به دورانی برمی گردد که هنوز کودک هشت یا نه ساله ای بیش نبودم.
کمونیست ها تازه قدرت را از طریق یک کودتای خونین به دست آورده بودند و شنیدن رادیوهای بیگانه جرمی محسوب می شد که جزای آن رفتن به پلچرخی و اعدام بود. پدر و سایر اعضای ارشد وباسواد خانواده ی ما به بی بی سی گوش میدادند، اما همیشه این کار را در ناوقت های شب و با بسته کردن دروازه و پنجره و پایین کردن پرده انجام می دادند. هرروز برای ما کودکان نیز سفارش می کردند که اگر کسی پرسان کرد، نگوییم که درخانه ی ما کسی به رادیوی بی بی سی گوش می دهد. همین مخفی کاری باشوکه ای که از کودتای ثور و حرکت های بعداز آن در فضای کابل ایجاد شده بود، کافی بود که حس کودکانه ی ما را نیز به کنجکاوی اندازد و به چیزهایی که«ممنوع» به شمار می رفتند، توجه وسواس گونه ای پیداکنیم. زنگ آغاز
بی بی سی، صدای نطاقان، نحوه ی خبری که پخش می شد، مسایلی که با شنیدن آن چهره ی پدر و شنوندگان مهم، متاثر می شد، همه و همه فضای ذهن ما را اشغال کرده بودند.
بعد ها بی بی سی و برنامه های جالب آن قسمت های مهمی از زندگی و افکارم را به خود اختصاص داده و در واقع بخش عمده ای از معلومات و آگاهی هایم از نیزشکل میداد. لطف علی خُنجی باپیک شبانگاهی، استاد زُشکی با برنامه های ادبی، معصومه ی طُرفه، باقر معین، شهریار رادپور، علیزاده ی طوسی،صادق صبا و.... اسم هایی بودند که برای من نمادهایی از علم ، تحلیل، تبصره، هوشیاری و خردمندی به شمار می رفتند. با بی بی سی حوزه ی دیدم از افغانستان تا ایران کشانده شد و از آنجا به اقصی نقاط ایران راه باز کرد. بی بی سی برای من برنامه پخش می کرد و من با همه ی وجودم برنامه های بی بی سی رامی بلعیدم. کتاب«افغانستان زیر سلطه ی شوروی» را به این خاطر خریدم خواندم که نویسنده ی آن آنتونی هایمن، یکی از همکاران بی بی سی وهمکار آن، باقر معین بود. با بی بی سی به جبهات جنگ می رفتم، از مجاهدین در این گوشه و آن گوشه ی کشور خبر می گرفتم، بارهبران و سخنگویان جهاد آشنا می شدم،از اتحاد شوروی، چین و آمریکا خبر می گرفتم، به شیلی و نیکاراگوئه و بولیوی می رفتم، از جنگ ایران وعراق تصویر برداری می کردم، تحویل های خونین و آرام قدرت را در کشور های گوناگون از جمله در کشور خودم دنبال می کردم، نیروهای ارتش سرخ را تا آن سوی آمو دنبال می کردم، از کودتای شهنواز تنی، خطابه های داکتر نجیب الله، جنگ جلال آباد و ژور و لوگر و غرنی و پنجشیر، نزاع جمعه اسک و جنرال مومن و جنرال دوستم اطلاع می یافتم و......




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

اخبار جاغوری

بتاريخ 14 جدي مجلس عصرانه به خاطر تثبيت رتبه بعضي از پرسنل ولسوالي جاغوري در دفتر ولسوال برگزار شد . درين مراسم كه با تلاوت قران كريم توسط آقاي حيدري آغاز گرديد ، ولسوال جاغوري  ترفيع رتبه آقاي محمد حنيف احساني قومندان امنيه را به دوم سارن و تثبيت رتبه آقاي حبيب الله ناصري را به آمر لو جستيك قومنداني امنيه واستقرار آقاي عبدالاحمد خان را به حيث كريمنال تخنيك قومنداني امنيه تبريك گفته آرزوي موفقيت براي ايشان نمودند .

آنگاه آقاي استاد فصيحي در باره بقاي امنيت و قوام ديانت صحبت فرمودند  ودرپايان  تثبيت و ترفيع رتبه ها را براي آقايان تبريك گفته آنان را سفارش به رفتار عادلانه و خدمت به مردم نمودند ، سپس آقاي احساني ضمن تشكر از حسن نظر مردم جاغوري ،  مردم را در تأمين امنيت در جاغوري سهيم دانسته گفت : جاي خرسندي است كه مردم جاغوري امروز مارا با دسته هاي گل تشويق مينمايند .  درخاتمه 5 عدد چپن از طرف آقاي احساني ، ناصري و عبدالاحمد خان براي آقاي استاد فصيحي و آقاي رحيمي حوتقول ، به عنوان نمايندگان شوراي علماء و براي  آقاي حاجي رئيس ، آقاي مبلغ مالستان و آقاي اختيار به عنوان موسفيدان ، هديه گرديده باصرف چاي و شيريني مجلس پايان يافت .



مسابقه فوتبال بين تيمهای جاغوری و ميوندكابل

به تاريخ 7 جدی مسابقه دوستانه بين تيم منتخب جاغوری و تيم منتخب ميوند کابل در منطقه غوجور ولسوالی جاغوری برگزار گرديد .

درين مسابقه که در حدود 500 نفر تماشاچی داشت در دقايق اول بازی بچه های تيم جاغوری بازی تهاجمی خوبی را به نمايش گذاشتند ولی باضد حمله که تيم ميوند انجام داد دروازه تيم جاغوری باز گرديد و نيمه اول با همين يک گل پايان يافت در نيمه دوم ، هر دو تيم بازی خوب وتماشائی را با حمله و ضد حمله بالای دروازه يکديگر انجام دادند ولی تلاشهای هردو تيم منتج به گل نگرديد ودر خاتمه ، بازی پس از 90 دقيقه ، يک  برصفر به نفع تيم ميوند کابل خاتمه يافت



انفجار نارجك دستي در كندوي آرد .

 در منطقه ايچه براثر انفجار يك نارنجك دستي دركندوي آرد ،  يك خانم جانشرا از دست داد



واژگوني يك تونس در منطقه تبرغنك يك كشته  برجاي گذاشت .    موتروان اين تونس كه از اين حادثه جان سالم برده است گفت  : حادثه زماني به وقوع پيوست كه فرمان موتر قفل گرديد

مدير املاك ولسوالي جاغوري در يك سانحه رانندگي جان خود را از دست داد .    به گفته شاهدان عيني موتر حامل مدير املاك  ، با يك عراده موتر تونس تصادف نمود و درين حادثه مدير املاك و موتروان جان خود را از دست دادند
برگرفته شده سایت مجله قلم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

تظاهرات در غزنی و یک نکته

به دنبال انفجار اخيري كه در ولسوالي سپين بولدك ولايت قندهار به وقوع پيوست امروز عدهء زيادي از مردم ولايت غزني دست به تظاهرات زدند.

به گفته عبدالوكيل كامياب آمرامنيت قوماندان امنيه اين ولايت تظاهرات از ساعت 7:45 صبح امروز شروع و به مدت 4 ساعت ادامه داشت.
كامياب به صداي افغان گفت: مظاهره كنندگان ازمناطق مختلف ولايت غزني مقابل ساختمان اين ولايت تجمع كرده و پاكستان و اداره استخبارات اين كشور را مقصر در آموزش تروريستان مي دانستند.
وي افزود: تظاهرات كنندگان با نيروهاي امنيتي درگير شدند كه در نتيجه نيروي امنيتي پوليس موفق به پراكندن مظاهره كنندگان شدند.
گفتني است تظاهرات كنندگان خواهان جلوگيري چنين واقعاتي در تمام ولايات كشور بودند.


تلویزیون ملی افغانستان گزارش مشروح از این تظاهرات مردمی داشت. آنچه تلویزیون افغانستان نشان می داد حضور گسترده و چشمگیر مردم  و بویژه مردم هزاره در این تظاهرات بود. شگفت انگیز ترین بخش این تظاهرات بیانیه و سخنرانی شیرعلم در جمع تظاهر کنندگان بود. در حالی که زبان رسمی شهر کاملا فارسی می باشد شیرعلم خان- که زمانی باشی حبیب خان میزبانش بود- برای مردم شهر به زبان پشتو سخنرانی کرد. البته هدف من این نیست که حتما برای مردم باید به زبان فارسی سخن راند بلکه به نظرمن در جمعی که شاید بیشتر مردمش پشتو ندانند سخنرانی با این زبان هیچ سودی نداشته بلکه خود نوعی تلف کردن وقت خواهد بود.تا آنجایی که تلویزیون ملی از مردم نظر می خواست همه ی مردم به زبان فارسی جواب میدادند که این خود نشاندهنده ی فارسی بودن شهر غزنی است. ولی اگر این سخنرانی در قندهار به زبان فارسی می بود نیزهمین وضع - بیهوده بودن-را داشت. بیانیه ی پایانی پانزده ماده ای؟ هم به زبان پشتو ایراد شد که سوگمندانه به علت عدم آشنایی  ام با این زبان از آن چیزی نفهمیدم. و حال سوال من این است که چه نیازی وجود دارد که در جمعی که بیشتر اعضای آن را فارسی زبانان تشکیل میدهند بیانه های مهم را به زبان پشتو خواند؟ آیا این خود از بین برنده وحدت ملی نیست؟ آیا مگر در کشور دوزبان رسمی وجود ندارد؟ آیا درست است که مثلا در شهر خوست به زبان فارسی برای مردم سخنرانی شود و سخنرانی هیچ ترجمه ای هم نشود؟ چرا نباید این بیانیه ها و این سخنرانی ها ترجمه شوند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

چند نوشته و چند عکس

چند عکس از منطقه پیدگه(پیاده گاه؟) که در بهار امسال گرفته شده اند
برای دیدن عکسها در اندازه ی بزرگتر در صفحه اصلی عکسها روی دکمه (original) کلیک کنید
۱- شماره ۱
شماره ۲
شماره ۳

شماره۴
قندلقاش؟ سنگماشه

در وبلاگ یادداشت های من به مطلب جالبی برخوردم که تا هنوز به آن کمتر پرداخته شده بود(یامن کمتر در این مورد چیزی خوانده ام) نوشته را می توانید با کلیک روی پیوند های پایین بخوانید:

۱- بخش اول
۲- بخش دوم

و چند عکس که دوستمان جناب صمیم از مکتب انگوری برایمان فرستاده اند. از ایشان تشکر می کنم.
انگوری.. کلیک کنید
    لیسه انگوری.. برای دیدن تصویر در اندازه ی بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.
    انگوری

توجه: برای دیدن عکسها در اندازه های بزگتر روی دکمه ی (original ) و برای دیدن عکس در اندازه ی متوسط روی دکمه(middle  )و برای دیدن عکس در انداز کوچک روی دکمه(small)کلیک کنید
عکسها از: بشیر صمیم

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 6:41 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  |