تبليغاتX
یادداشت‌هایی از جاغوری

یادداشت‌هایی از جاغوری

روز نبشته هایی از افغانستان - جاغوری

توهین سایت ایرانی به افغانستان

در حین گشتت و گذار به سایتها گذرم به سایت بازتاب افتاد و وقتی صفحه ی اول آن راباز کردم این متن جالب را دیدم. می توانیدی بخوانید و برداشت خودتان را بکنید! حق با ایران است یا کرزی؟
به هر حال! این شاید هزارمین باری است که منت کمک های ایران را می کشیم. کاش این کمک- که شاید اصلا وجود نداشته باشد- اصلا به ما تعلق نمی گرفت و یا ما اصلا ایران از اول این کمک را به ما وعده نمی داد
توهین آمیز ترین بخش این نوشته تیتر آن است. فقط کافی است نگاهی به تیتر این نوشته بیاندازید و عمق بی احترامی این پایگاه به افغانستان را متوجه شوید.
متن نوشته هم اکنون بدون کم و کاست در خدمت شماست.



كاسه گدايي، جيب خالي، پز عالي!

بي‌حرمتي اخير حامد كرزاي، رئيس‌جمهور افغانستان و لغو سفر به ايران
در اطاعت از مقامات آمريكا، در حالي انجام مي‌شود كه همسايه شرقي ايران، بيشترين كمك را براي بازسازي وضعيت فلاكت‌بار اين كشور جنگ‌زده از جمهوري اسلامي ايران دريافت كرده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در توجيه اقدام خارج از عرف ديپلماتيک حامد کرزاي، رئيس‌جمهور افغانستان در لغو سفر به تهران، به رغم هماهنگي‌هاي لازم در چند ماه اخير، مطالب گوناگوني گفته شده است که مهم‌ترين آنها عبارتند از:

1ـ ضرورت حضور کرزاي در لندن براي اجلاس بازسازي افغانستان و اولويت آن اجلاس نسبت به سفر به ايران،
2ـ وضعيت جوي نامساعد ايران و افغانستان،
3ـ تماس تلفني رايس، وزير خارجه آمريکا با کرزاي و منع او از سفر به تهران در شرايطي که در اجلاس لندن، پرونده ايران روي ميز شش کشور جهان است.

بررسي‌هاي انجام شده، حاکي از آن است که دو مورد نخست، بهانه‌اي بيش نبوده و مورد سوم، علت اصلي لغو سفر کرزاي بوده است.

در اين حال، يك كارشناس ارشد روابط بين‌الملل به خبرنگار «بازتاب» گفت: هرچند ممكن است، کرزاي و مشاوران او با يک حساب سرانگشتي، «فرمان» واشنگتن را به «دعوت» تهران ترجيح دهند، اما آيا ما در اين فضاي ديناميک سياسي نبايد سياست خود را در برابر افغانستان بازسازي کنيم تا کشور همسايه ما که خيلي با ما کار دارد، بداند طرف مقابلش در صحنه سياست خارجي کيست، به دنبال چه مي‌گردد و چگونه مي‌انديشد؟

وي افزود: آيا دولت ايران مي‌تواند با اين اقدام کرزاي، به ملت ايران در ازاي اعطاي 560 ميليون دلار کمک به افغان‌ها پاسخگو باشد؟ وي توضيح داد: اين ميزان تعهد را هيچ کشوري، حتي آمريكا كه سال‌هاست در اين كشور حضور دارد و مدعي پيشتازي در بازسازي افغانستان است، متقبل نشد و از اين ولخرجي ايران همه متعجب شدند.

اين كارشناس ادامه داد: کرزاي با اين اقدام خود، آن هم يک روز پيش از سفر به تهران، اينچنين در صحنه خارجي براي کشورش اعتبار و براي ما بي‌اعتباري به ارمغان آورد و بدتر آن‌كه تلاش كرد با چند بهانه غيرواقعي و قرار دادن مقامات ايران در رودربايستي ديپلماتيك، از پذيرش هزينه اقدام خود نيز فرار كند. حال آن‌كه روشن است، اين حرکت، موجب وهن جايگاه نظام اسلامي است و نبايد بدون هزينه براي کابل تمام شود.

وي گفت: مسئولان وزارت خارجه بهتر از هرکس مي‌دانند كه مقامات افغان در سفر به ايران و در مذاکرات خود با ما، چگونه کاسه گدايي دراز مي‌کنند و سفره پهن مي‌نمايند تا از هر چيزي به غنيمت ببرند. آيا نبايد به اين رفتارهاي متناقض واکنش نشان داد؟

وي افزود: به هر حال افغانستان براي ايران از اهميت کليدي برخوردار است و کابل نيز بدون حمايت و کمک ايران از دوران پيشامدرن و عقب‌ماندگي مزمن خارج نخواهد شد و قطعا مشاوران آمريکا‌يي يا آمريکا درس خوانده دولت افغانستان، اين نکته را به آنان گوشزد و رفتارهاي لازم را به آنها توصيه كرده‌اند. اما آنچه مهم و به ما مربوط است، سياست خارجي ما در برابر افغانستان است که بايد متناسب با شرايط متغير منطقه‌اي و جهاني، دايم بازسازي شود و شايد اعلام همين سياست در مذاکراتي شفاف و صريح با افغان‌ها و تعيين شفاف زمينه‌هاي تعامل و خطوط قرمز همکاري دوجانبه (آنجا که منافع آمريکا خدشه‌دار مي‌شود) و تعيين ضمانت‌هاي لازم براي عمل به تعهدات، گام نخست اين ديپلماسي باشد.

در همين حال، يك ايراني شاغل در افغانستان به خبرنگار «بازتاب» گفت: مشخص است، وقتي كه سفارت ايران در افغانستان به عرصه دلالي براي صدور ويزا تبديل مي‌شود، نتايجي بهتر از اين در روابط ايران و افغانستان قابل انتظار نيست.

وي گفت: در حالي كه گروه‌‌هاي افغاني مورد حمايت ايران هم جايگاه قابل توجهي در افغانستان دارند، تعامل با آنها و پيگيري حقوق و منافع جمهوري اسلامي از آنان، وظيفه ديپلماتيك ايران در كابل است و بايد پرسيد كه اين افراد، چگونه اين وظيفه را به انجام رسانده‌اند؟

اين شهروند ايراني ادامه داد: البته سياست ايران در افغانستان از ابتدا و زماني كه بدون گرفتن هيچ‌گونه امتيازي، تفنگداران آمريكا پس از فتح كابل توسط نيروهاي ائتلاف شمال، به هدايت فرماندهان ارشد ايراني جرأت ورود به كابل را پيدا كردند، مبتني بر ضعف و ناتواني بوده، اما پرسش اينجاست كه آيا قرار است در دولت جديد هم، اين روند ادامه يابد؟
گرفته شده از سایت بازتاب

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 8:4 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

عید شما مبارک

عید سعید غدیر .. روز اتمام نعمت و اکمال دین بر همه ی شما مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم.
یادم می اید که برخی از دوستان از اینکه بیشتر از جاغوری می نویسم یک نوعی ابراز ناخشنودی کرده بودند و برخی دیگر از دوستان هم خواستار عکس از دیگر مناطق بوده و دستور داده بودند که از دیگر مناطق هم عکس بفرستم و به قول این عزیزان عکسها نباید تکراری باشند. ضمن تشکر از این دوستان و از اینکه پیامهای محبت آمیزشان را از ما دریغ نکرده اند، باید خدمت دوست اولی ام عرض کنم که بلی! شما درست می فرمایید؛ نوشتن از یک منطقه ممکن است به نظر برخی از دوستان نوعی از تعصب تلقی شود ولی من صادقانه باید خدمت شما عرض کنم که از تعصب و از تعصب بازی بشدت بیزارم. بنده با این عقل کمم تعصب را نوعی خیانت به آرمان مردم ما می دانم. همه میدانند که هرچه بد بختی که ما در افغانستان کشیده ام از تعصب و تنگ نظری بوده است. از اینرو نوشته های این وبلاگ نه به معنی تعصب داشتن به منطقه و تعصب به قومی خاص بوده بلکه تلاش بر این است که خود  تارنگار بتواند سهمی در ازای زدودن تعصب در افغانستان بگیرد. نگارنده این وبلاگ چون محل زندگی اش در منطقه ی جاغوری می باشد دوست دارد که در رساندن آنجه در منطقه اتفاق می افتد به دیگر هموطنان، بویژه آن عده از دوستان که در خارج اند؛ سهمی بگیرد. خود نویسنده زمانی که در خارج از کشور سکونت داشت، بسیار مشتاق شنیدن خبر از منطقه بود از اینرو زمانی که به کشورش برگشت این فکر را - که به دیگران خبر برساند- با خود داشت و آن را عملی کرد و اینکه در این راستا چقدر موفق بوده یا خیر؟ در این مورد دوستان باید نظر بدهند اگر چند خود نویسنده به "خیلی ضعیف بودن مطالب وبلاگ" اعتراف دارد. سوگمندانه نویسنده آنقدر امکانات در اختیار ندارد که به جاهای دیگر هم سفری بنماید ورنه حتما عکس و نوشته از جاهای دیگر هم برایتان می داشت.
دوست عزیز دومی ام!! بله حق کاملا با شماست. من بایستی عکس از تمام مناطق جاغوری بگیرم. ولی باور کنید که این عکسهایی را که من گرفته ام همه اش از خوش شانسی ام بوده است! اگر بپرسی چرا؟ خواهم گفت که عزیز دل برادر: بنده دوربین دیجیتال در اختیار ندارم و دوربینی که این عکسها را گرفته است از دوستم می باشد. دوست ارجمندم جناب پویا - که خود محل کارش در گرشک است- این دوربین را به مدت چند روزی در اختیارم قرار داده بود که بدینسان از ایشان تشکر می کنم. تا هنوز هم دوربین در اختیار ندارم ولی اگر خدا بخواهد به زودی صاحب دوربین( کیمره؛ به گفته ی برادران کویتگی) خواهم شد. بنده مسافرتم را برای عکس گرفتن از منطقه ی مان الی سنگشانده، داله، قاشقولی، دم جوی، قادی، آب برده، سنگماشه، غجور، لومان، ایثار یا حصار، سه پایه گردن یا سپاهی گردنه؟ و دوباره به سنگماشه شروع کرده بودم. که حاصل آن را در نگارخانه هایم می بینید. اگر خدا بخواهد دو باره برایتان از بهار و زمستان جاغوری بیشتر عکس خواهم داشت. با تشکر
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

پاسخ به پیامهای دوستان

دوستی به نام نوید در پیام جالبی نگاشته اند که:"تو بهتر است به کار خوشنویسی ات مشغول باشی. همه کاره هیچ کاره است. هر کس در حیطه دانشش باید اظهار نطر نماید".
از دوست ارجمندم به خاطر این نظر خوبش تشکر می کنم. فقط باید بگویم که اولا این وبلاگ فقط وبلاگ خبری است و در آن سعی کرده ام نظری در مورد چیزی ننویسم و اگر نوشته ام در یک الی دو نوشته برداشتهایم از یک حادثه خاص بوده است. و سوالی که دارم این است که آیا من نمی توانم نظرم را در وبلاگ بنویسم؟ به هر حال! اگر چند جمله ی آخری این دوست عزیزم جمله ی تازه ای نیست ولی در کل ایشان درست فرموده اند. کلام دوم  اینکه من شاید در این وبلاگ هرچه به دلم آمد می نویسم و خوبی وبلاگ را در این می بینم که در آن خودم را سانسور نمی کنم و اگر دست به خود سانسوری می زدم اصلا پایم به این خرابه باز نمی شد.  کلام آخر اینکه من به همه ی نظرات احترام دارم و هرگز به خودم اجازه نمی دهم که به دیگران در مورد چگونه نظر دادنشان دستور بدهم.
نويسنده: s/a/r/ يکشنبه 18 دي1384 ساعت: 17:26
دوست عزیز اقای میرزائی سلام ارزومندم که همیشه در امورات زندگی ات موفق و سر افراز باشی .
دوست عزیز تشکر از لطف تان که عکس های جالب را در اختیار علاقه مندان قرار می دهی . ارزومندم که در ا ینده نیز عکس های خوبی برای علاقه مندان بفرستی . و هم چنین در مورد اینکه مسابقات والیبال که در پاطو بر گزار شده بود . جای ما خالی . حتمان خیل برنامه قشنگ بود .
فقط جای تاسف اینجاست که از این مسابقه چرا عکس و تصویر تهیه نکرداید و همچنی از بقیه جاهای جاغوری . مثلا‘ پاطو ووووو
تشکر موفق باشی

 


دوست ارجمندم! نخست باید بگویم که واقعا جای همه ی دوستان خالی! و خیلی از این بازی و میهمان نوازی مردم شریف پاتو لذت بردیم.  دوم خدمتتان عرض شود که سوگمندانه عکسهایی که من از جاغوری تهیه کرده ام همه اش توسط دوربینی که ازدیگران به عاریت(امانت) گرفته بودم.. تهیه شده اند. و دعا کنید که به زودی دوربین دیجیتالی نصیبم شود که دوستان از زیبایی های طبیعت منطقه و عکسهای مناطق خودشان بی نصیب نباشند. از اینرو روزی که من به پاتو رفته بودم دوستم نبود و البته وقتی دوستم نبود دوربینش هم نبود! به هر حال انشاالله ایندفعه حتما از پاتو- که به حق جای دیدنیی است- عکس تهیه خواهم کرد. فقط کافی است که از سرک جدیدی که مستقیما به قوناغ از طریق غریبراه یا غارباره؟ وصل می شود عکس گرفته شود تا به نظر اینجانب " بینندگان شگفت زده شوند." منهم برای این دوستم آرزوی موفقیت و کامیابی دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 6:41 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

اینجا کویته

چند روزی است که در کویته آمده ام. برنامه ی سفرم برای کویته برای یکماه است. از اینرو اگر در این روزها نوشته ای ازجاغوری نمی نویسم به علت دوری از منطقه است.
اینروزها کویته خود را برای عید بزرگ یا عید قربان آماده می کند. بازار -با وجود سردی فوق العاده هوا- بازهم همچنان فعال است. فروش لباس و تنقلات اینروزها گرمتر است. کویته شهر شگفت انگیزی است. در شهر زبانهای پشتو/فارسی/اردو و انگلیسی کاربرد دارد. شهر عملا به چند بخش تقسیم شده است.
۱- بخش پشتون نشین
۲- بخش هزاره نشین
۳- بخش پنجاپی نشین
۴- بخش بلوچ نشین
هزاره ها بیشتر در مناطقی همچون  بروری/ و مری اباد سکونت دارند و نظر به دیگر اقوام جمعیت کمتری دارند. فکر می کنم که بیشتر جمعیت شهر را پشتون ها تشکیل می دهند. پنجاپی ها همچنان ماننده دیگر مناطق پاکستان گروه قدرتمند کویته اند. کوچه و خیابانهای شهر کویته - مناطقی را که من تا به حال دیده ام- تنگ و باریک اند. در شهر خیابان فراخ کمتر دیده می شود. حضور پلیس در شهر پر رنگ و چشمگیر است. در جلوی هر مسجد شیعیان چندین مرد مسلح پلیس همیشه پاسبانی می کنند.
علمدار رود(خیابان علمدار) یکی از خیابانهای معروف هزاره نشین کویته است که همزمان دو خودرو به سختی از کنار هم عبور می کنند. این خیابان معروف پیاده رو ندارد و از آنجایی که من با سیستم رانندگی و راست فرمان بودن اینها آشنایی نداشتم .. نزدیک بود که با موتری تصادف کنم. مراکز معروف مذهبی و از جمله مدرسه ی دینی مذهبیی بزرگ امام صادق(ع) در همین خیابان واقع شده است.
در نزدیکی همین خیابان و جایی به نام (سرمیدانی) قبرستان هزاره ها می باشد. قبور شهدای عاشورای چند سال پیش هم در همین قبرستان قرار دارد. شهدای شش جولای( قتل عام هزاره ها توسط دولت) هم در همین قبرستان قرار دارد.
بیشتر از این با کویته آشنایی ندارم.. در روزهای بعد از کویته بیشتر خواهم نوشت

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  | 

امروز در کابل

در شهر نو و در کنار اداره گذرنامه برای گرفتن کپی از شناسنامه ام رفته بودم که شنیدم تلویزیون طلوع خبر از ائتلاف محقق با سیاف می داد. راستش خودم زیاد شگفت نشدم. زیرا قبلا هم سخنانی در این مورد شنیده بودم. ولی مغازه دار- که از برادران تاجیک بود- بسیار متعجب شده و تا مدت زیادی به من نگاه می کردند. خوب فهمیدم که این خبر برای همه ی مردم افغانستان خیلی شگفت انگیز بود. خبر ائتلاف محقق و در حقیقت  کنار رفتن این شیخ دو قاف!!!-به گفته ی برخی از دوستان- همه را غافلگیر کرد. مردم کابل با وجودی که اعتمام زیادی به محقق دارند این کار ایشان را با تعجب نظاره گر بودند. به نظر می رسد که محقق تا بحال ثابت کرده است که با منافع مردم بازی نکرده است. از اینرو برخی از مردم زیاد در این مورد از خود حساسیت نشان نداده اند و شاید یقین دارند که این کار محقق سیاستی در راستای منافع مردم ما خواهد بود. به هر حال! مردم تا بحال به این واقعه واکنش نشان نداده اند ........



عکسهایی که از کابل برایتان گرفته ام. اگر خدا بخواهد به زودی عکسهای بیشتری به این نگارخانه اضافه خواهد شد.

http://www.afghan20.com/jaghori

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط میرزاحبیب میرزایی  |